تبلیغات
بی گناه - آهو اندر مكان نامربوط !!!
عشق در دست پسر بچه ای بود که می خواست با آبنبات چوبی اش دریا را شیرین کند...
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

كد آهنگ

كد موسیقی

آهو اندر مكان نامربوط !!!

كشیدم روی دیوار مكانی  !  بـا ذغال، آهو
به‌واقــع شاهكاری بـــود از حیث جمال آهو

نه از ایــن آهـوان مُردنی باغ‌وحشی ، بل!
شبیه رخش رستم بـود ، در حــد كمال آهـو


هزاران به‌به و چه‌چه به این حسن خدادادی
كسی تا حال نشنیده به‌این كوپال و یال آهو

گوزن زرد ساری را نباشد هیــچ هم‌تایی
مـگر تیپاكس بـنـمایـنـد از قطب شمال آهـو!

ندارد جلوه‌ی آهـــو بـه نقاشی من دخلی
اصولا هست مادرزاد اِند(end) اعتدال آهــو!

شدم سرگرم تحسین خودم، ناگه ندا آمد:
پدرجان! نیست جایش روی دیوار مبال آهـو!

...

شدیدا شوكه گردیدم، صدا پیچید در گوشم
تو گویی شـیر ‌غرّیــده‌ست اندر كوه دالاهو!!

خودم را زود پوشاندم، (ببخشید این غلط بر من)
نگاهی كردم و دیدم كس آنجا نیست الّا هو

چه بر من آمد آن لحظه؟ نشاید گفت ای‌یاران!
فقط این‌قدر می‌گویم كه بــد زد ضدّحال آهو

فشارم ناگهان افتاد و اعضایم كمی شل شد
هرآنچه استرس می‌شد به من داد انتقال آهو

گمانم داشت سوءقصد كه آن‌طور می‌توپید
تدارك دیده بود انگار بهرم طاقه‌شال آهو

...

به خود گفتم كه جل‌الخالق! این تصویر ناطق شد؟
كه دیدم تازه كـرد آغاز نطق و نكّ و نال آهو:

- بگویم آنچه را دیــدم؟! بـریــزم آبـرویت را؟!
زبان بسته‌ست ، اما نیست نابینا و لال آهو

مكان‌های عمومی و تصاویر محرك؟! هان؟!
مكش نقشی؛ ولو گیریم بر فرض مثال: آهو

مكن این كار ناشایست را در این مكان زین‌پس
كه می‌افتد به این شیوه بــه‌دام ابتذال آهو

...

و فهمیدم اگر ساكت بمانم هی صدایش را
بـرد بالاتـر از ایــن و كـُُند هـی قال‌قال آهـو

بنابراین صدایم را كمی بــم كـردم و گفتـم:
ببند آن فكّ هرزت را! بخواب ای نونهال آهو!

توقع داشتم آهو وقارش بیش از این باشد
یقینا نوبر است این‌طور دگم و كـج‌خیال آهو

ندادم تا به حالا باج به شیر و پلنگ و سگ
مگر ‌باشی تو زیرك‌تر ز روباه و شغال، آهـو!

صدایت را بـبُـر ورنـه بُـرم از بیــخ نافه‌ت را!
به‌نحوی‌كه رود نسل تو هم رو به‌زوال، آهو!

...

صدای من كه بالا رفت ناگه زرد كـرد آهــو
سپس یك‌خرده قرمز شد ، لبالب از ملال آهو

صدای چك‌چك آب آمد و دیدم كه چشمانش
شده چون پمپ كولرهای ارج و آبسال، آهو

از آن‌جـا كـه نباشد در مـــرام ما دل آزردن
و دارد می‌كند خود را به زیر اشك، چال آهو

وگر من نیز بگریزم كه مشكل حل نخواهد شد
یقیـن پـر می‌كند این چاه با اشك زلال آهـو

لـــذا اندیشه كـردم در كم و كیف كلام وی
چو می‌دیدم كه دارد می‌زند هی بال‌بال آهو

به او گفتم: غزال من! مخور غصه، درآمد گفت:
تو می‌دانستی اصلا فرق دارد با غزال ، آهو؟!

تو كه این را نمی‌دانی، چرا پس شعر می‌گویی؟!
تعجب نیست گر گویی كه باشد رامكال، آهو!

برو قدری ادب آموز و نقاشی و خطاطی ...
سپس از زیست قدری گفت و جبر و احتمال،آهو

چه‌می‌دانی كه بعد از تو چه آید بر سر عكسم؟
خدا ناكرده اینجا می‌شود اسباب حال، آهو

خری می‌آید و چیزی به عكس من می‌افزاید
مزین می‌شود ناگه به آلات ‌الرجال ، آهو!

...
چو دیدم راست می‌گوید، شدم از كرده‌ام نادم
و گفتم: وای! شرمنده شدم از این روال، آهو

غلط‌های زیادی مثل این دیگر نخواهم كرد
به‌روی چشم دستورت، شد امرت امتثال، آهو!

پس از آن دست خود تر كرده، بر دیوار مالاندم
سیه شد كل دیوار و دچار انحلال آهو

گرفته جـای پیـغــام‌آورانـی چــون پرستو را
به همراهم زد از آن روز چندین Missed Call، آهو

از آن پس هر كجا تصویر بر دیوار و در باشد
به‌سرعت توی ذهن من می‌آید با سؤال آهو

خوشا این طرز آموزش، خوشا این نهی از منكر
و من با خویش می‌گویم: بُوَد شیرت حلال آهو!

من از آهو تشكر می‌كنم زیرا به من آموخت
لذا شایسته باشد گر بگیرد صــد مدال آهو

در آخر هم تشكر می‌كنم از فیض و آهو یش
كه یادش داد تا سازش كند بعد از جدال، آهو


نوشته شده توسط :بی گناه
یکشنبه 6 دی 1388-04:49 ب.ظ
نظرات() 

علی
یکشنبه 6 دی 1388 03:54 ب.ظ
سلام وبلاگ زیبایی دازی امید وارمدر همه ی عرصه های زندگی هم موفق باشی ! خواستم بهت بگم منم یه سایت دارم كه میخواستم بیای و توش عضو بشی ! مرسی !
www.azkaban.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.